دلتان به حال دانش آموزانی میسوزد که باید جانشان را به خطر بیندازند تا از یک سوی جاده خطرناک و پر تردد به سوی دیگر بروند. تاکنون بارها برای انعکاس انواع مشکلات ساکنان منطقه جاده سیمان، میهمان اهالی این منطقه بوده ام، اما این بار مشکل چیزی است که به راحتی نمی توان از کنار آن گذشت.
وقتی از اوضاع رفت و آمد دانشآموزان مدارس “مرتضی علی” شهرک کاوه (قرقی) مشهد مطلع شدیم، احساس شرم کردیم که چطور مسؤولان نسبت به آمار بالای تلفات دانشآموزان در یک قدمی خودشان اینقدر بیخیال ماندهاند.
اینکه هر روز در سه نوبت هزاران دانش آموزان جانشان را به خطر میاندازند تا سر کلاس درس حاضر شوند، آن هم به این قیمت که به آنها یاد داده ایم، علم بهتر است یا ...!
معادله نامفهوم در بروز فاجعه
در حال حاضر 6 مدرسه در قالب یک مجتمع آموزشی در دو طرف جاده ای با بالاترین حجم تردد خودروهای سنگین، معادلهای نامفهوم ساخته است که در یک سوی آن بیش از هزار دانشآموز دختر و پسر قرار دارند و در سوی دیگر هم صدها کامیون و خودروی عبوری که برخورد آنها با دانشآموزان میتواند به فاجعهای تبدیل شود که برخلاف هشدارهای مکرر به مسؤولان، راهی برای حل این معادله در نظر گرفته نشده است!
با وجود همه خدماتی که طی سالهای اخیر در این منطقه انجام شده، اما همچنان اهالی با مشکلات متعدد دست و پنجه نرم میکنند که یکی از این مشکلات فاصلهای است که جاده سیمان بین خانه و مدرسه دانشآموزان انداخته است و هر روز جان بیش از هزار دانشآموز را تهدید میکند. سرعتهای غیرمجاز و بیتوجهی رانندگان به عبور دانشآموزان از جاده، از جمله مشکلاتی است که هر روز کودکان برای رسیدن به کلاس درس با آن مواجه هستند.
نکته قابل تأمل این است که صدها دانش آموز دختر و پسر مدارس «مرتضی علی» قرقی هر روز برای مدرسه رفتن باید از لابلای خودروهای سنگین، انواع خودروهای باربر و وسایل نقلیه، خودشان را به آن طرف خیابان برسانند تا غایب کلاس نباشند، در حالی که همین کلاسها میتواند آنها را به غایبان زندگی تبدیل کند.
این، همه ماجرا نیست، چون روی دیگر این اوضاع آشفته، وضعیت مدارس است.
مدارسی که فقط نام نیکو یدک میکشند و در آنها خبری از نیت و همت “مرتضی علی” بودن مسؤولان نیست.
مرگ به دلیل ضعف بنیه اقتصادی
ساعت 11 و 40 دقیقه ظهر است که سر کوچه شهید کاوه 18 رسیده ایم، عده زیادی از مادران منتظر هستند تا زنگ آخر امروز مدرسه هم نواخته شود تا دست بچه هایشان را بگیرند و همراه خودشان از جاده عبور کنند.
وقتی خودمان را معرفی میکنیم، آنقدر خوشحال میشوند که گویی دردشان درمان شده است. هرکدام سعی میکند در بیان مشکل دانش آموزان این منطقه بر دیگری سبقت بگیرند، اما درد مشترک همه آنها این است که مگر ضعف بنیه اقتصادی خانواده باید مسبب مرگ آنها شود.
یکی از اولیا که هر روز برای رساندن فرزندش به مدرسه خودش نیز خطر تردد از این جاده را میپذیرد، میگوید: مسؤولان خاطر خودشان را فقط با احداث مدرسه جمع کردهاند، در حالی که خود این مدرسه دردسرساز شده است!
وی با بیان اینکه احداث یک پل عابر پیاده در این منطقه تضمین کننده جان هزار دانش آموز خردسال است، میافزاید: این در حالی است که مسؤولان از پاسخگویی به این درخواست مردم طفره میروند.
به گفته وی، مسؤولان باید به این سؤال پاسخ دهند که چرا احداث یک پل عابرپیاده و حفاظت از جان هزاران دانشآموز در مقیاس پروژههای مختلفی که در نقاط مختلف شهر در حال انجام است و میلیاردها بودجه را به خود اختصاص داده، با تأخیر و اغماض روبهرو شده است.
وی با بیان اینکه چرا باید تاوان تعلل مسؤولان را دانشآموزان پرداخت کنند، میگوید: هزینه این بیتدبیری میتواند برای برخی از دانشآموزان از جمله دختربچهای که چند روز قبل با یک خودروی عبوری تصادف کرده، بسیار سنگین تمام شود.
مادر دانشآموز دیگری نیز در گفتوگو با گزارشگر ما میگوید: به دلیل مشغله کاری نمیتوانیم هر روز برای عبور دخترم از جاده او را همراهی کنم و برخی مواقع مجبور است خودش تنها این مسیر را طی کند.
وی میافزاید: عبور از جادهای پر ترافیک که هر لحظه از آن دهها خودروی سنگین با سرعت بالا عبور میکند، برای بزرگسالان هم مشکل است، چه برسد دختربچهای که برای رسیدن به مدرسه عجله دارد و از مهارت لازم نیز برخوردار نیست.
وی که فرزند بزرگش یکی از مجروحان تصادف در این جاده است، ادامه میدهد: یک روز دخترم با یکی از این خودروها تصادف کرد و فقط خدا خواست که زنده بماند، اما به دلیل شدت جراحات مدتها بستری بود.
وی با بیان اینکه این منطقه دور از نگاه مسؤولان است، ادامه میدهد: هیچکس پاسخگوی این مسایل نیست، این در حالی است که هر روز امکان دارد، یک اتفاق ناگوار برای دانشآموزان تکرار شود.
زنگ خطر بی صدا
مادری هم که یک کودک خردسال در بغل دارد، میگوید: در حاشیه جاده سیمان حتی جایی برای عبور عابران پیاده وجود ندارد و دانش آموزان باید از روی آسفالت طول جاده را برای رسیدن به مدرسه طی کنند.
اوکه سالهاست در این منطقه زندگی میکند، میافزاید: هر روزه بیش از هزار و600 دانشآموز از این جاده عبور میکنند.
وی به آمار بالای تصادفات در این نقطه اشاره میکند و اظهار میدارد: این مسأله زنگ خطری برای آینده خواهد بود، اما مسؤولان نمی شنوند.
وی با اشاره به اینکه سرعت خودروهای عبوری این جاده به شدت بالاست، میافزاید: اگر کسی به فکر جان دانشآموزان این منطقه نباشد، آمار تصادفات در آینده بیشتر خواهد شد.
به گفته او، تعداد زیادی از دانشآموزان مدرسه فضیلت نیز از جاده سیمان عبور میکنند!
مادر دیگری هم که تاکنون بارها درخصوص نصب پل عابرپیاده پیگیری کرده، میگوید: دو سال است که وعده میدهند پل هوایی از جای دیگری میخواهند بیاورند، اما این وعده نیز عملی نشده است!
وی با بیان اینکه دانشآموزان و خانوادههای آنان باید برای رفتن به مدرسه خیالی آسوده داشته باشند نه اینکه هر بار منتظر شنیدن صدای ترمز باشند و هر روز کابوس عبور فرزندانشان از کنار کامیونهای جادهای را داشته باشند، اظهار میدارد: یک باران شدید و برف سنگین نیز بر شدت مشکلات عبور از این جاده میافزاید.
قبول خطر برای مدرسه بدون معلم و کتاب
صحبت به اینجا که میرسد، مشکلات مدرسه نیز رو میشود، اینکه کلاسهای مدارس اینجا هنوز معلم ندارند و تنها با یک مدیر اداره میشوند.
یکی از مادرانی که در جمع اهالی است، میگوید: دبستان ابتدایی «فضیلت» 9 کلاس درس دارد، اما امروز که هفتم مهر ماه است، هنوز معلمی سر کلاس حاضر نشده است.
وی با اشاره به مشکلات تردد دانش آموزان میافزاید: ما با هزار سختی بچه ها را میبریم و میآوریم، اما صد افسوس که معلم ندارند و زحمت ما بیفایده است.
به گفته وی، امروز آموزش و پرورش سه معلم برای این مدرسه فرستاده، اما تکلیف بقیه روشن نیست.
مادر دیگری هم که دانش آموز سال اول ابتدایی دارد، میگوید: وضعیت مدارس این منطقه به حدی نامناسب است که حتی جشن روز شکوفه ها نداشتند این در حالی است که در مدارس روستایی چنین جشنی برگزار شده است.
وی به وضعیت سرویس بهداشتی مدرسه نیز اشاره میکند و میافزاید: سال تحصیلی گذشته تنها دو شیر آب برای 300 دانش آموز هر شیفت بود، در حالی که سرویسهای بهداشتی هم خراب بود.
وی با بیان اینکه امسال نیز آش همین آش است و کاسه همان کاسه، اظهار میدارد: این در حالی است که وضعیت سرویسهای بهداشتی تهدید کننده سلامتی دانش آموزان است.
درگیری برای نشستن روی نیمکت
مادری هم از جای خالی میز و صندلی در کلاسها انتقاد میکند و میگوید: در کلاسها میز به اندازه دانش آموزان نیست.
وی با بیان اینکه تعدادی از دانش آموزان باید روی زمین بنشینند، میافزاید: به همین دلیل همیشه بین بچه ها درگیری است.
او همچنین به کتاب نداشتن دانش آموزان اشاره میکند و اظهار میدارد: این در حالی است که مدارس مناطقی محرومتر از قرقی هم معلم و هم کتاب دارند.
وی از خدمات ناچیز آموزش و پرورش در برابر تعداد بالای دانش آموزان منطقه گلایه میکند و میگوید: در حال حاضر هر کلاس مدرسه 42 تا 45 دانش آموز دارد، در حالی که باید حداکثر25 تا 30 نفر باشند.
او با اشاره به کیفیت پایین آموزش در این مدارس میگوید: سال گذشته همه را به صورت صوری قبول کردند و به مقطع بالاتر فرستادند، در حالی که هیچ اطلاعات درسی خوبی ندارند.
امکان نصب پل عابر پیاده درهمه نقاط حادثه خیز
گزارشگر ما برای پاسخ به دغدغه هایی که از سوی اولیا مطرح شده به سراغ سازمان ترافیک شهرداری مشهد میرود.
مدیر روابط عمومی سازمان ترافیک شهرداری مشهد در گفت و گو با گزارشگر ما میگوید: نصب پل عابر پیاده در همه نقاط حادثه خیز شهر امکانپذیر است، اما باید درخواست آن از سوی مدرسه و یا اولیا به سازمان ارسال و پس از بررسی توسط کارشناسان به تأیید برسد.
بخت آزما میافزاید: اما نصب پل عابر پیاده آخرین راهکار در علم مهندسی ترافیک است.
وی با بیان اینکه خط کشی جاده و خیابان، تعیین محدودیت سرعت، تابلوهای هشدار دهنده، چراغ چشمک زن، و در نهایت نصب سرعتگیر از اقدامهای اولیه در ایمن سازی مدارس است، اظهار میدارد: بعد از اجرای این اصول نوبت به نصب پل عابر پیاده میشود.
وی در عین حال توجه به نکات ایمنی قبل از احداث مدارس را یک ضرورت عنوان میکند و میگوید: متأسفانه این در حالی است که قبل از احداث مدرسه هیچ مجوز ترافیکی گرفته نمیشود.
وی از ایمن سازی 110 مدرسه در سال جاری خبر میدهد و اظهار میدارد: همه این مدارس با اصول اولیه علم مهندسی ترافیک، ایمن سازی شدهاند.
وی با اشاره به هزینه های سنگین پل عابر پیاده میگوید: در حال حاضر برای هر متر مربع پل عابر پیاده دو میلیون و 500 هزار تومان بودجه نیاز است که سازمان قادر به تامین آن برای همه نقاط درخواستی نیست.
خبر مرتبط
روز گذشته در حال تنظیم گزارش مشکل تردد دانش آموزان در منطقه شهرک شهید کاوه (قرقی)، خبر تصادف یکی از دانش آموزان دبستان هاجر در بولوار میامی به شدت ما را متاثر کرد.
گرچه سال گذشته گزارشی از وضعیت عبور و مرور هزار و 600 دانش آموزان این بولوار و صدمتری نیز انعکاس یافته بود، اما بیتفاوتی مسؤولان به این زنگ خطری که صدای آن در بیشتر نقاط شهر شنیده میشود و به گوش مسؤولان نمیرسد، تأمل برانگیز است.





نظر شما